از عشق بگو

اي قلب تو پر شراره از عشق بگو وي درد تو بي شماره از عشق بگو اميد رهايي ام از اين دريا نيست اي پهنه ي بي كناره از عشق بگو تا شب پره ها باز ملامت نكنند با اين شب بي ستاره از عشق بگو ديريست كه مي رويم و نا پيداييم درمانده كه چيست چاره از عشق بگو تا ياد تو را به لحظه ها نسپارند هر دم همه جا هماره از عشق بگو گاهي سخن سكوت را مي فهمند لب دوخته با اشاره از عشق بگو وقتي ز قصيده ها غزل مي سازند بنشين و به استعاره از عشق بگو تنهاي من اي با من تنها ، تنها از عشق دوباره از عشق بگو

علی عرب زاده *´¨) ¸.·´¸.·*´¨) ¸.·*¨) (¸.·´ (¸.·` *
|